الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

67

إحياء علوم الدين ( فارسى )

مكفّر گرداند . پس چگونه اين صورت نبندد كه اين حال همهء مسلمانان است . چه هيچ مسلمانى نيست كه نه او طاعت و معصيت كند ، و جز اين آن را سببى نيست . و چون اين مفهوم شد معلوم گشت كه غلبهء خوف شهوت را در بعضى گناهان ممكن است ، و خوف چون از فعل ماضى باشد مورث پشيمانى شود ، و پشيمانى موجب عزم شود . و پيامبر - عليه السلام - گفت : النّدم توبة . و پشيمانى از همهء گناهان شرط نكرد . و گفت : التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له . و نگفت كه تايب از همهء گناهان . و بدين معانى روشن شود كه توبه از بعضى خمها ممكن نيست ، « 163 » زيرا كه متماثل است هم در شهوت و هم در تعرض خشم خداى . آرى ، روا باشد كه از خمر توبه كند و از نبيذ نه ، چه در اقتضاى خشم متفاوتند . و از بسيارى توبه كند و از اندك نه ، زيرا كه بسيارى معصيت را تأثير است در بسيارى عقوبت . پس در مقدارى كه از آن عاجز آيد شهوت را در آن مساعدت نمايد ، و بعضى شهوت خود براى خداى بگذارد ، چون بيمارى كه طبيب او را از ميوه‌اى بترساند ، چه او باشد كه اندكى از آن تناول كند ، و بسيارى نه . پس حاصل اين سخن آن است كه امكان ندارد كه از چيزى توبه كند و از مثل آن نه ، بلكه چاره نيست كه آن چه از آن توبه كند مخالف آن باشد كه بر آن باقى ماند ، اما در شدت معصيت و اما در غلبهء شهوت . و چون اين تفاوت در اعتقاد تايب حاصل شود ، اختلاف حال او در خوف و ندامت متصور باشد ، پس اختلاف حال او در ترك آن متصور باشد . پس پشيمانى او بر آن گناه ، و إتمام آن به عزيمت گذاشتن آن او را به بىگناهان لاحق گرداند ، اگرچه در همهء اوامر و نواهى خداى را مطيع نبوده باشد . سؤال توبهء عنين « 164 » از زنايى كه پيش از طريان « 165 » عنت ارتكاب نموده باشد درست آيد يا نه ؟ جواب درست نيايد ، زيرا كه توبه عبارتى است از پشيمانى كه باعث عزيمت گذاشتن باشد در چيزى كه كردن آن تواند ، و آن چه نتواند به نفس خود منعدم باشد نه به گذاشتن او . و ليكن مىگويم كه اگر كسى وى را پس از عنت وى كشفى و معرفتى حاصل شود كه ضرر زنا كه بدان ارتكاب نموده است بدان متحقق گردد ، و از آن سوزى و حسرتى و پشيمانى زايد كه اگر شهوت مباشرت باقى بودى سوز پشيمانى آن را هر آينه قهر كردى و مغلوب گردانيدى ، اميد دارم كه آن مكفّر گناه و محو كنندهء بدى او باشد . چه خلاف نيست در آن كه اگر پيش از طريان عنت توبه كند و در عقب آن بميرد از تايبان باشد ، اگرچه حالتى بر وى طارى نشود « 166 » كه در آن شهوت را هيجان بود ، و اسباب [ 49 ] قضاى شهوت ميسر گردد ، و ليكن او تايب باشد به اعتبار آن كه پشيمانى او به حدى

--> ( 163 ) زبيدى : و بهذه المعاني تبين سقوط قول القائل انّ التوبة عن بعض الذنوب غير ممكنة ( 8 - 587 ) . ( 164 ) عنّين ، مردى كه ناتوانى جنسى دارد . ( 165 ) طريان ، طارى شدن ، ناگاه ظاهر شدن . ( 166 ) طارى شود ، ناگاه ظاهر شود .